Friday, May 30, 2008

از بچگی همیشه آرزو داشتم که یک گنجشک یا بچه گربه زنده را ده-بیست-سی دقیقه بگذارم توی مایکروویو.
چون مایکروویو از درون (مرکز) می پزتشون، خیلی باید جالب باشه وقتی یک گربه ای از درون داره میپزه.
جدی.

Sunday, May 4, 2008

تفاوت مهمی که بین آن چیزی که ما ایرانی‌ها به آن نمایشگاه می‌گوییم، با آن چیزی که اهالی بقیه کشورهای بد به آن نمایشگاه می‌گویند، وجود دارد، این است که کشورهای بد دیگر معمولا هر ساله یک نمایشگاهی برگزار می‌کنند و نوآوری‌ها و تولیدات جدید خود را که قرار است در آینده وارد بازار شود، برای قشر خاصی که طرفدار آن موضوع خاص هستند، عرضه می‌کنند.
همچنین آن کشورهای بد، هر از چند گاهی، به مناسبت‌های خاصی (مثل کریسمس) حراجی‌هایی برگزار می‌کنند که مدل‌های قدیمی (یا) بنجل سال قبل خود را با تخفیف‌های خوبی عرضه می‌کنند و باصطلاح آن چیزهایی که روی دستشان باد کرده را با قیمت ارزان میدهند برود.

اما در ایران، هر ساله حراجی‌هایی تحت عنوان نمایشگاه برگزار می‌شود، که به جای آنکه نوآوری و محصولات جدید به مردم عرضه کند، اجناس بنجل سال قبل را عرضه میکند، و عموم مردم، جهت داشتن fun، با دوست‌دخترهایشان، به این حراجی‌ها می‌روند و ضمنا هر ساله به مناسبت‌های خاصی (مثلا ایام عید)، گردهمایی‌هایی تحت عنوان حراجی برگزار میشوند، که به جای آنکه اجناس بنجل سال قبل را با قیمت ارزان روانه بازار کنند، همان اجناس بنجل سال قبل را به قیمت‌های گرانتری از سال قبل روانه بازار میکنند.

باعتقاد من بالکل معنی و مفهوم این چیزی که ما به آن نمایشگاه میگوییم، با آن چیزی که انگلستانی‌ها به آن Exhibition می‌گویند، فرق دارد و درست نیست که این دو لغت، بهنگام ترجمه در معنای یکدیگر استفاده شوند.

Monday, April 28, 2008

"بازیکن متعصب یکی Gerrard ئه، اون یکی‌ام کریم باقری! بقیه باید برن بمیرن."

- فرازی از صحبت‌های یک منبع آگاه، سر کلاس مدار.

Saturday, April 19, 2008

- الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض و بما انفقوا من اموالهم فاصلحت قنتت حفظت للغیب بما حفظ الله و التی تخافون نشوزهن فعظوهن و اهجروهن فی المضاجع و اضربوهن فان اطعنکم فلا تبغوا علیهن سبیلا ان الله کان علیا کبیرا

- مردان بر زنان قادرترند، به خاطر اينكه خدا بعضى را بر بعضى برترى داده، و به خاطر اين كه مردان از مال خود نفقه زنان و مهريه آنان را مى دهند، پس زنان صالح و شايسته بايد فرمانبر شوهران در كام گيرى و حافظ ناموس و منافع و آبروى آنان در غيابشان باشند، همانطور كه خدا منافع آنان را حفظ فرموده، و زنانى را كه بيم داريد نافرمانيتان كنند، نخست اندرز دهيد، اگر به اطاعت در نيامدند، با آنها قهر كنيد، و در بستر خود راه ندهيد، و اگر اين نيز مؤثر نشد بزنيدشان اگر به اطاعت درآمدند ديگر براى ادامه زدنشان بهانه جويى مكنيد، و به خاطر علوى كه خدا به شما داده مغرور نشويد، كه دارنده علو و بزرگى خدا است.
قرآن - سوره النساء - آیه 34

Friday, April 18, 2008

یک جماعت کثیری از مردم بهترین شهرهای ایران (که شبکه تهران در آنها پخش میشود)، ساعت 9 شب برای یک برنامه تلویزیونی اسمشان را sms میفرستند، و مجری برنامه در آخر برنامه، چند دقیقه (که احتمالا تهیه کننده بابت آن چند دقیقه میلیونها تومان از صدا و سیما پول گرفته) نامهایشان را به این شکل میخواند:
"عاطفه، سمیه، نیما، مرتضی، عباس، قلی و علیرضا هم امروز صبح توی کوچه من رو دید و گفت اسمش رو بگم."

Thursday, April 17, 2008

اصولا وقتی یکی از جماعت نسوان، از یک چیزی که دارد، خیلی با اشتیاق تعریف میکند و سعی میکند برای دیگران پز بدهد، بدون شک در حسرت داشتن یک چیز دیگری در همان رده هست که چون نمیتواند داشته باشدش، اینگونه، خودش را ارضاء میکند.
از همین رو، میتوان یک آزمونی برای تعیین مرز بین (ابراز از زور بی کسی) و (عشق) ئه جماعت نسوان، تعریف کرد، بدین ترتیب که ببینید در خلوتشان با دوستانشان یا خانواده شان، از تو خیلی تعریف میکنند، یا نه.

Sunday, March 23, 2008

پانزده بیست روز پیش، روز درختکاری بود، یک سری تابلوها و پک و پوسترهایی به در و دیوار شهر زده بودند که آی روز درختکاری و اینها.
بالای یکی از اینها حدیثی از پیغمبر اسلام نوشته بود که : «هر کس درختی را قطع کند انگار بال فرشته ای را شکسته است.»
خواستم نتیجه بگیرم که پس فرشته ها بال دارند، و از آنجایی که «بال» ابزاریست برای حرکت دادن هوا و از آنجایی که هوا «ماده» است و هیچ کار خداوند هم بی حکمت نیست پس حتما، این عالم مجردات و عالم الوهیت و اینها، همگی درشان «هوا» یی وجود دارد که «بال»ای برای حرکت دادنش خلق شده. در نتیجه این عوالم همگی محدود به ماده هستند و ماده محدود به مکان و زمان هست پس بنابراین خداوندگار عالم محدود به زمان است و ازلی نیست...
و بدین ترتیب خداوند حادث است و بنابر برهان علیت... (ساعتها میتوانم برایتان نتیجه گیری کنم.)

Thursday, March 13, 2008

این روزها که میگذرند؛ شادم که میگذرند...

Sunday, February 3, 2008

يك روز رسد غمي به اندازه ي كوه
يك روز رسد نشاط اندازه ي دشت
افسانه ي زندگي چنين است عزيز
در سايه ي كوه بايد از دشت گذشت

(حرفهای قلمبه سلمبه)

Monday, December 31, 2007

تقدیم به تمام دروغگویان عالم

یه ضرب‌المثل هندی هست، که انگلستانیش میشه:
Lion with small penis must compensate with mighty roar.

Saturday, December 15, 2007

قانون copywrite
آدمها برای با هم بودن بهای سنگینی را متقبل می شوند
آرامش از دست رفته
احساس پایمال شده
خنده های تصنعی
سردرگمی های همیشگی
حرفهای فراموش شده
سکوتهای ممتد
چشمهای خسته
نگاههای خیره
دیوانگی های گاه و بی گاه
خواب های حذف شده
فکرهای پوچ ِ لحظه به لحظه
حساسیت های بی جا
دلگیر شدنهای بی دلیل
بی اعتمادی های بی معنی
و هزاران هزار حرف و نگاه و دلیل و ... که همیشه باید حذف شود
که مبادا سوء تفاهم، خرابی، ناراحتی یا هر چیز دیگری به بار آید !
…
و باز یک با هم بودن دیگر

Sunday, November 18, 2007

مثل دانه های قهوه باش
تلخ

Tuesday, November 13, 2007

دارم روزي رو ميبينم که توي تاکسي و اتوبوس و پارک و اين صوبتا، پسرا برميگردن شترق ميزنن تو گوش دخترا،‌ ميگن دستتو بکش کثافت ،مثلا.

Friday, November 9, 2007

می خواهم خودم را کوتاه کنم
شاید دیگر براحتی جا شدم درون اینهمه واژه ی تهی!