The next time you ejaculate after watching a porn movie just remember how many of these performers die due to AIDS and drugs or actually are murdered or commit suicide.
Thursday, November 8, 2007
Labels:
tazad.blogspot.com,
حدیث
Saturday, October 13, 2007
Thursday, September 27, 2007
تقریبا همه دختران وبلاگستان در سن 16-25 سالگی، یک وبلاگی دارند که آدرسش را به هیچکس (به جز بعضیها) نیمدهند.
اما اگه یک ذره ازشون خواهش کنی، شاید بهت بگن.
اما اگه یک ذره ازشون خواهش کنی، شاید بهت بگن.
Friday, September 14, 2007
Monday, September 10, 2007
Saturday, September 1, 2007
...پارادوکسهای راسل:
بسیاری از افراد این موضوع را بدیهی میشمارند که پارهای از اوصاف خود مصداق خود نیستند. اما اوصاف دیگری وجود دارند که خود مصداق خود واقع میشوند، به علاوه این هم بدیهی به نظر میرسد که اگر بعضی اوصاف خود مصداق خود باشند و بعضی دیگر نه، در آن صورت وصفی خواهیم داشت تحت عنوان خودمصداقخودبودن و این وصفی است که گروه اول [یعنی اوصافی که خود مصداق خود میشوند] از آن بهرهمندند ولی گروه دوم فاقد آن میباشند. اما در عین حال این هم بدیهی به نظر میرسد که اگر وصفی تحت عنوان خودمصداقخودبودن داشته باشیم، در آن صورت وصفی تحت عنوان خودمصداقخودنبودن هم خواهیم داشت. و یک وصف فقط و فقط در صورتی واجد این وصف است که خود مصداق خود نباشد. و البته این هم بدیهی به نظر میرسد که اگر وصفی تحت عنوان خودمصداقخودنبودن وجود داشته باشد، در آن صورت این وصف یا مصداق خود هست یا نیست. اما اگر این وصف خود مصداق خود باشد، واجد وصف خودمصداقخودنبودن است، و در این حالت خود مصداق خود نیست. بنابراین اگر این وصف خود مصداق خود باشد، مصداق خود نخواهد بود...
*بریده ای از کتاب کلام فلسفی - مقاله «آیا اعتقاد به خدا معقول است؟» - نوشته الوین پلنتینجا - با ترجمه شاهکار ابراهیم سلطانی و احمد نراقی.
(اصلا هدفم از نوشتن این پست تقدیر از مترجمین زحمتکش این نوشته بود.)
بسیاری از افراد این موضوع را بدیهی میشمارند که پارهای از اوصاف خود مصداق خود نیستند. اما اوصاف دیگری وجود دارند که خود مصداق خود واقع میشوند، به علاوه این هم بدیهی به نظر میرسد که اگر بعضی اوصاف خود مصداق خود باشند و بعضی دیگر نه، در آن صورت وصفی خواهیم داشت تحت عنوان خودمصداقخودبودن و این وصفی است که گروه اول [یعنی اوصافی که خود مصداق خود میشوند] از آن بهرهمندند ولی گروه دوم فاقد آن میباشند. اما در عین حال این هم بدیهی به نظر میرسد که اگر وصفی تحت عنوان خودمصداقخودبودن داشته باشیم، در آن صورت وصفی تحت عنوان خودمصداقخودنبودن هم خواهیم داشت. و یک وصف فقط و فقط در صورتی واجد این وصف است که خود مصداق خود نباشد. و البته این هم بدیهی به نظر میرسد که اگر وصفی تحت عنوان خودمصداقخودنبودن وجود داشته باشد، در آن صورت این وصف یا مصداق خود هست یا نیست. اما اگر این وصف خود مصداق خود باشد، واجد وصف خودمصداقخودنبودن است، و در این حالت خود مصداق خود نیست. بنابراین اگر این وصف خود مصداق خود باشد، مصداق خود نخواهد بود...
*بریده ای از کتاب کلام فلسفی - مقاله «آیا اعتقاد به خدا معقول است؟» - نوشته الوین پلنتینجا - با ترجمه شاهکار ابراهیم سلطانی و احمد نراقی.
(اصلا هدفم از نوشتن این پست تقدیر از مترجمین زحمتکش این نوشته بود.)
Friday, August 31, 2007
اگه یه روزی از همین روزا فوت کردم حتما بین خودتون چو بندازین که مرحوم، خودش قبل از مرگش فهمیده بود که اجل اش رسیده…
Friday, August 10, 2007
Thursday, May 17, 2007
چه دلیلی باعث ایجاد اعتماد بنفس کاذب و حس برتری در درون آدمها(بخصوص دختران) ای که عینک دودی به چشم دارند میشود؟
آیا صـرف این مسئله که سوی نگاه انسان، از دیگران پنهان بماند، باعث این اعتماد بنفس کاذب است؟
چه دلیلی تمایل انسان های عینک-دودی-دار را به مخفی ماندن از نگاه دیگران، و برتری دانستن این مسئله، توجیه میکند؟
آیا صـرف این مسئله که سوی نگاه انسان، از دیگران پنهان بماند، باعث این اعتماد بنفس کاذب است؟
چه دلیلی تمایل انسان های عینک-دودی-دار را به مخفی ماندن از نگاه دیگران، و برتری دانستن این مسئله، توجیه میکند؟
Sunday, May 6, 2007
تصور کنید یک روز صبح از خواب بیدار میشوید، به خیابان میروید، مردم همگی با حجاب شده اند...
دختران را می بینید همگی چادر به سر دارند... و دو دو... سه سه... در پیاده رو ها خیلی متین و با وقار حرکت میکنند...
پسران جوان نیز همگی ته ریش به صورت، با موهای بسیار کوتاه، پیراهن های سفید یا سیاه به تن دارند و بالاترین دکمه یقه شان را نیز بسته اند...
شهر بسیار ساکت است و همه بسیار با وقار و متین رفتار میکنند...
آفتاب می تابد...
سایت های اینترنتی اکثرا فیلتر هستند...
و انرژی هسته ای برق منازل را تولید میکند...
دختران را می بینید همگی چادر به سر دارند... و دو دو... سه سه... در پیاده رو ها خیلی متین و با وقار حرکت میکنند...
پسران جوان نیز همگی ته ریش به صورت، با موهای بسیار کوتاه، پیراهن های سفید یا سیاه به تن دارند و بالاترین دکمه یقه شان را نیز بسته اند...
شهر بسیار ساکت است و همه بسیار با وقار و متین رفتار میکنند...
آفتاب می تابد...
سایت های اینترنتی اکثرا فیلتر هستند...
و انرژی هسته ای برق منازل را تولید میکند...
Saturday, April 28, 2007
همه ما یکروز از خواب بیدار شده ایم و با نگاه کردن به آینه دریافته ایم که چقدر دشوار است خود را برانداز کردن، و با خود فکر کردن که این آدم درون آینه چقدر می توانست زیباتر و باهوش تر از این حرف ها باشد و حالا باید همچنان به این بودن معمولی و پیش پا افتاده و این زندگی بی کیفیت ادامه دهیم.
بعد خودمان را آرایش میکنیم، به خودمان عطر میزنیم، لباس می پوشیم، و سعی میکنیم خودمان را تا اندازه ای بهتر از قبل بفروشیم.
هیچ اهمیتی ندارد شما تا چه اندازه خودتان را مثل یک کالای منحصر بفرد، که احتمالا در آن حد و اندازه ها هم نیستید، عرضه کنید.
چیزی که در نهایت در پی اش هستید کسی است که شما را فارغ از تمام این لباس ها و ظاهر مبدل یا کوشش هایتان برای جلوه نمایی بهتر، و فقط به خاطر خودتان می خواهد.
هر چه بکوشی تا ظاهری مجذوب کننده تر برای دیگران خلق کنی، بیشتر و بیشتر از دستیابی به عشق حقیقی و راستین محروم میشوی.
(ناشناس)
بعد خودمان را آرایش میکنیم، به خودمان عطر میزنیم، لباس می پوشیم، و سعی میکنیم خودمان را تا اندازه ای بهتر از قبل بفروشیم.
هیچ اهمیتی ندارد شما تا چه اندازه خودتان را مثل یک کالای منحصر بفرد، که احتمالا در آن حد و اندازه ها هم نیستید، عرضه کنید.
چیزی که در نهایت در پی اش هستید کسی است که شما را فارغ از تمام این لباس ها و ظاهر مبدل یا کوشش هایتان برای جلوه نمایی بهتر، و فقط به خاطر خودتان می خواهد.
هر چه بکوشی تا ظاهری مجذوب کننده تر برای دیگران خلق کنی، بیشتر و بیشتر از دستیابی به عشق حقیقی و راستین محروم میشوی.
(ناشناس)
Friday, April 27, 2007
Friday, April 13, 2007
Saturday, April 7, 2007
سبک امتیاز بندی بازی تنیس رو دیدین؟
0....15....30....40....
معلوم نیس فلسفه ی این مدل امتیاز بندی، چیه؟ ناشی از عقده های مخترع بازی در جهت زیاد بودن امتیازهایش بوده؟ یا چی؟
0....15....30....40....
معلوم نیس فلسفه ی این مدل امتیاز بندی، چیه؟ ناشی از عقده های مخترع بازی در جهت زیاد بودن امتیازهایش بوده؟ یا چی؟


















