Sunday, March 2, 2014

بن‌لادن - قسمت بیست و چهارم - آخرین عروسی

منبع: این متن ستونی از روزنامه شرق بوده که توسط محمد‌علی عسگری از روزنامه القبس کویت ترجمه شده و به صورت روزانه در روزنامه شرق به چاپ می‌رسید.

قرار براین بود که بعد با پدرش صحبت شود. به این ترتیب دختر یک هفته بعد موافقت کرد و این موضوع را به اطلاع من رساند. اما من از او پرسیدم در تصمیمش قطعی است یا خیر؟ در جواب گفت: «این ازدواج کمک می‌کند تا من رویایم را تحقق بخشم.» اما وقتی من از او پرسیدم که رویایش چیست جواب داد: مرگ در میدان افتخار مثل یک شهید! با این حال راشد محمد باید پدر خانواده را قانع می‌کرد تا به دخترش اجازه ترک کشور را دهد. در این‌باره راشد می‌گوید: «اول پدرش قبول نکرد. اما با اصرار دخترش پذیرفت و کوتاه آمد.» روز سفر، آمال به همراه پدرش و گروه کوچکی از برادران و خواهران و اقوام به اتفاق شیخ راشد خود را به صنعاء رساندند. به این ترتیب پیش از رفتن به افغانستان، بار سفر به پاکستان بسته شد. بعد از یک سفر دو روزه، وقت آن رسید تا آمال از برادران و خواهرانش جدا شود و مانند یک زن ازدواج‌کرده زندگی مستقل خود را پی بگیرد. فرد میانجی در این ماجرا می‌گوید: «روز بعد از اینکه رسیدیم، مراسم جشن کوچکی برای استقبال از همسر جدید بن‌لادن برپا کردیم. البته دو مجلس جداگانه بود: یکی برای مردان و دیگری برای زنان. شیخ راشد نگران عکس‌العمل بن‌لادن بود. به‌خصوص اینکه او بود که عروس را انتخاب کرده بود نه بن‌لادن. اما بعد از سه‌روز دید که رهبرش پاسخ مثبت داد و حتی گفت انتخابش عالی بوده است. اسامه بن‌لادن در اردوگاه قندهار بود که با آمال ازدواج کرد. این اتفاق در ژوییه سال٢٠٠٠ افتاد و در مراسم عروسی، علاوه بر شعر و سرودخوانی – چنان‌که تعدادی از مدعوین می‌گویند - تیر هوایی نیز شلیک شد. شیخ راشد درباره مراسم عروسی می‌گوید: «مراسم طبق سنت‌های اسلامی برگزار شد؛ مثل همان که اعراب می‌پسندند. مردان در یک جا و زنان نیز در جای دیگر. رقص‌های عامیانه بود و چند گاو هم ذبح شد. مردان زیادی جمع شده بودند. اما زنانی که در این مراسم شرکت کردند تعدادشان فراتر از ١٠نفر نمی‌رفت. آنها تنها زنانی بودند که در اردوگاه حضور داشتند.» اتاق آمال در مجتمع شماره‌شش قرار داشت و عبارت بود از یک تخت، دونفره و چند گلدان و کتاب‌های دینی.

0 replies:

Post a Comment