Tuesday, February 4, 2014

بن لادن - قسمت ششم - نجوا در عربستان

منبع: این متن ستونی از روزنامه شرق بوده که توسط محمد‌علی عسگری از روزنامه القبس کویت ترجمه شده و به صورت روزانه در روزنامه شرق به چاپ می‌رسید.

نجوا در مورد داماد می‌گوید: «در سوریه مراسم عروسی‌ها را خیلی مفصل می‌گیرند. ولی من تصمیم گرفته بودم مراسم‌مان خیلی ساده باشد. با این حال خیلی احساس خوشبختی می‌کردم. چون توانسته بودم نشانه‌های شادی را در چهره اسامه مشاهده کنم.» بعد از یک دوره زمانی کوتاه، اسامه سوریه را ترک کرد تا برای یک‌سال کامل نزد مادرش در جده زندگی کند. نجوا در این دوران مثل اسفند بر آتش می‌سوخت و انتظار نامه‌هایی را می‌کشید که از همسرش می‌رسید. مدت‌ها می‌شد چمدان‌هایش را بسته بود. تا اینکه بالاخره خبر آوردند خانواده بن‌لادن پیش از پایان سال می‌آیند و او را همراهشان به عربستان سعودی خواهند برد. نجوا دیگر با آن زندگی سکولار تاثیرگرفته از دوران قیمومیت فرانسوی‌ها دست کشید ه بود و با رفتن از لبنان به کلی حال‌وهوایش تغییر کرد. خودش می‌گوید: «می‌دانستم از این به بعد زندگی‌ام محدود خواهد بود. دیگر آنجا از رانندگی اتومبیل یا کار در خارج از خانه خبری نیست.» اما علیاء مادر نجوا به‌شدت وسواس این را داشت که برای دخترش چه لباسی تهیه کند. عبایی مشکی به همراه یک روسری برای پوشش موهایش تهیه کرد؛ به‌اضافه تکه‌پارچه دیگری برای پوشاندن صورت. به این ترتیب نجوا در مسیر این سفر کاملا به یک زن سعودی تبدیل شد. می‌گوید: «اولین‌بار بود که روسری مشکی بر صورتم می‌انداختم و لباس سیاه می‌پوشیدم.

0 replies:

Post a Comment