Wednesday, February 19, 2014

بن لادن - قسمت نوزدهم - تورابورا

منبع: این متن ستونی از روزنامه شرق بوده که توسط محمد‌علی عسگری از روزنامه القبس کویت ترجمه شده و به صورت روزانه در روزنامه شرق به چاپ می‌رسید.

آن شخص ثروتمند قطعه زمینی بزرگ در شهر به اسامه داد. کمااینکه در منطقه تورابورا نیز تپه‌ای به او بخشید و گفت: «برو آنجا برای خودت خانه بساز و دوستانت را به همراه خانواده‌هایشان به آنجا دعوت کن.»
اسامه بعد از اخراج از خارطوم، به کشوری پناه برد که مملو از جنگ‌های داخلی بود. جنبش طالبان در آن زمان تلاش می‌کرد حکومت را سرنگون کند. در تاریخ 27سپتامبر 1999 بود که کابل به دست نیروهای ملاعمر* سقوط کرد. بن‌لادن به توانمندی ملاعمر اعتماد داشت. با این حال ملاعمر علاقمند به دیدار با این پناهنده سعودی نبود. چهار ماه گذشت تا زمان ملاقات این‌دو فرا رسید و ملاعمر او را به صرف چای دعوت کرد.
در آن ماه‌ها که بن‌لادن انتظار دیدار با ملاعمر را می‌کشید به فرزند خودش عمر نیز بیشتر نزدیک شد. همان موقع بود که خاطرات دوران کودکی‌اش را در لبنان موطن مادرش نجوا تعریف کرد که چقدر خوشبخت بوده است. همچنین از علاقه‌اش به علیا مادرش گفت. عمر در این‌باره می‌گوید: «درواقع، همه اهل خانواده ما می‌دانستند که علاقه پدر به مادرش علیا از علاقه او به همسرانش هم بیشتر بود.»
اسامه همچنین برای فرزندش تعریف کرد که چرا والدینش از هم طلاق گرفته بودند. این مساله به آن برمی‌گشت که علیا پیش خود احساس می‌کرد با یکی از مردان ثروتمند عربستان وصلت کرده است و بنابراین باید در خانه خدمتکاری برای انجام کارهای روزانه داشته باشد. اما آن مرد به این افتخار می‌کرد که یک ماشین لباسشویی خریده است تا کارهای روزانه را انجام دهد. یک روز قطعه‌ای از این ابزار نفرین‌شده از جا درآمد و به شکم علیا که در اتاق بوده برخورد کرد. همین حادثه باعث از دست‌دادن جنین علیا شد؛ جنینی که اگر زنده می‌ماند و متولد می‌شد، می‌توانست خواهر یا برادر اسامه باشد.
همچنین داستان‌های دیگری که اسامه از پدرش گفت. مردی که هرگز جرات نمی‌کرد به او بگوید «پدرم»: «آن مرد عادت داشت از زنانش بخواهد که به صف شوند. بعد روسری‌هایشان را درآورند و بعد از خدمتکارانش که معمولان جوان بودند، می‌خواست خوشگل‌ترین‌شان را برای او انتخاب کنند. زنان از این کار او خوششان نمی‌آمد. چون دوست داشتند حجاب‌شان را داشته باشند. احساس می‌کردند به این وسیله تحقیر می‌شوند چون آنها را مثل روسپیان به صف می‌کرد. . اما – خطاب به عمر - پدربزرگ تو در خانه‌اش مثل یک پادشاه بود و همه از او بدون استثنا اطاعت می‌کردند.»
اسامه در اعترافات خودش از این هم فراتر رفت؛ جایی که پسرش می‌گوید: « این نشان می‌دهد که قبل از وفاتش به یکی از کمیاب‌ترین اعترافاتش رسیده بود. تاکید داشت تنها چیزی که مایه تاسف زندگی‌اش بوده، ظلمی است که در حق زنانش کرده است.»
طولانی‌ترین دوران تنهایی نجوا، همان دورانی بود که پسرش داشت بزرگ می‌شد؛ به‌خصوص با آن اسراری که پدر برایش کشف می‌کرد. عمر بعدها به مادرش گفت که آنها در مرزهای بین افغانستان و پاکستان به‌سر می‌برند.
سوال ممنوع
نجوا می‌گوید: «عمر جذاب بود. لباس افغانی مدل پشتونی می‌پوشید. تقریبا از شکل ظاهری‌اش او را نمی‌شناختم.» آن روز عمر خبر بدی برای مادرش داشت. به آنها گفت که همه آنها در کوه‌های تورابورا زندگی می‌کنند. وقتی مادرش پرسید با چه کسانی هستند جواب داد: من نمی‌دانم برای چه مجبور شدیم به آنجا برویم. ولی طی این چند سالی را که با پدر گذرانده‌ام یاد گرفته‌ام که هرگز سوالی نپرسم.
راه به سوی «کوه اسامه بن‌لادن» خیلی صعب‌العبور بود. همسرانش احساس خستگی می‌کردند. در آن زمان عمر به مادرش اطمینان داد و گفت: «مادر، برای اولین‌بار من هم احساس وحشت و ترس می‌کردم. اما راهنماهای ما آدم‌های واردی هستند و نمی‌گذارند کسی سقوط کند.»  عمر تلاش کرد شرایط سختی را که در بلندی آن کوه‌ها داشتند پنهان کند. در آنجا بود که همه در خانه‌ای مرکب از شش‌اتاق زندگی می‌کردند. این خانه را از سنگ‌های گرانیت ساخته بودند که از کوه‌های اطراف آورده شده بود. اما سقف آن را از پوست و چوب ساخته بودند. زمستان نزدیک بود. خانه در و پنجره حسابی نداشت و البته بدون آب بود. برق هم تنها برای ساعت‌هایی محدود وجود داشت. اسامه بر کف اتاق‌ها تعدادی فرش دست‌چندم انداخته بود. در کل ساختمان سه‌بخاری وجود داشت که با کپسول‌های گاز کار می‌کرد. یک بشکه آب معدنی هم برای خوردن وجود داشت. تمام سوراخ‌سمبه‌ها را مجبور شدند با پوست حیوانات بپوشانند.
* ملامحمدعمر معروف به مُلاعمر (۱۹۵۹ در نوده، قندهار) رهبر طالبان افغانستان بود که از سال ۱۹۹۶ تا اواخر سال ۲۰۰۱ حکومت را در افغانستان در اختیار داشت. وی با عنوان امیرالمومنین امارت اسلامی افغانستان شناخته می‌شد؛ حکومتی که با وجود کنترل حدود 90درصد خاک این کشور تنها سه‌کشور پاکستان، عربستان و امارات آن را به رسمیت شناختند. پس از حادثه 11سپتامبر بود که ائتلاف بین‌المللی به رهبری آمریکا و ناتو برای نابودی القاعده به افغانستان حمله و حکومت تحت رهبری ملاعمر را سرنگون کردند. از آن زمان تاکنون ملاعمر به صورت مخفی زندگی کرده و به رهبری طالبان ادامه می‌دهد. دولت آمریکا ۱۰میلیون‌دلار پاداش برای دستگیری او تعیین کرده است.

0 replies:

Post a Comment