Monday, February 17, 2014

بن لادن - قسمت شانزدهم - انتقال خانواده به خارطوم

منبع: این متن ستونی از روزنامه شرق بوده که توسط محمد‌علی عسگری از روزنامه القبس کویت ترجمه شده و به صورت روزانه در روزنامه شرق به چاپ می‌رسید.

این حمله به تقویت ارتباط بین الظواهری و اسامه بن‌لادن کمک کرد. آن جراح مصری از این مساله پریشان بود که چرا در مورد دوست سعودی‌اش سهل‌انگاری شده است. برای همین یکی از افراد مخصوص خودش را مامور تحقیق کرد تا دریابد که عوامل ترور ناکام اسامه چه کسانی بوده‌اند. اسامه از مدت‌ها پیش مسلسل نوع AK-74 در اختیار داشت.
کوچاندن خانواده
اسامه تصمیم گرفت خانواده‌اش را به خارطوم منتقل کند. بنابراین سفارش کرد تا همه را سوار یک هواپیما کرده و به سمت آن قاره ناشناخته پرواز دهند؛ جایی که اسامه در کنار یک اتومبیل لیموزین مشکی‌رنگ انتظارشان را می‌کشید. دورتادور او نگهبانانی مجهز به سلاح حضور داشتند. قلب نجوا در طول این سفر داشت از جا کنده می‌شد. وی از آن دیدار می‌گوید: «من او را خوب می‌شناختم. لزومی نداشت با او حرف بزنم تا بفهمم که چقدر از دیدن ما و اینکه همه سالم هستیم، خوشحال است.» در خارطوم، نجوا باید به تنهایی به هشت‌کودکش می‌رسید. اما بعدها «شیخ‌اسامه» به درخواست همسر اولش جواب مثبت داد و دو سودانی زیبا را برای کمک به او استخدام کرد. نام بچه‌ها در یک مدرسه خاص نوشته شد. اما خود او اکثر اوقاتش را در کارگاه‌ها می‌گذراند. وقتی آن دو خدمتکار در کارهای خانه و آشپزی به نجوا کمک کردند، او نیز فرصتی پیدا کرد تا به تمرین‌های ورزشی خود بپردازد. همچنین فرصت کرد تا در دفتر مخصوص طراحی‌اش چند پرتره بکشد و در حاشیه آن هم به مجالس حدیث و قرائت قرآن برود. چهار همسر بن‌لادن همه در یک باغ بزرگ و پر از درخت و گل زندگی می‌کردند. بچه‌ها فضای خوبی برای بازی و تفریح داشتند. به این ترتیب دوباره زندگی در خارطوم از سرگرفته شد و جریانی عادی را در پیش گرفت. آنجا برای خانواده بن‌لادن در واقع مثل یک بهشت کوچک بود. اسامه بخشی از وقت‌هایش را صرف آموزش کودکان می‌کرد و به آنها نحوه کاشت درخت و چیدن میوه و اهمیت آنها را می‌آموخت. نجوا می‌گوید عمل آوردن بهترین نوع گندم و آفتابگردان، بزرگ‌ترین دغدغه او بود. به این فکر می‌کرد که چگونه می‌تواند کارآمد‌ترین شیوه‌ها را برای تهیه بهترین مواد در خانه پیدا کند.

0 replies:

Post a Comment