Thursday, February 13, 2014

بن لادن - قسمت سیزدهم - تولد القاعده

منبع: این متن ستونی از روزنامه شرق بوده که توسط محمد‌علی عسگری از روزنامه القبس کویت ترجمه شده و به صورت روزانه در روزنامه شرق به چاپ می‌رسید.

اما این چیزی بود که شیخ عزام به‌شدت با آن مخالفت می‌کرد و تلاش می‌کرد هر طور شده از آن پرهیز کند. همچنین الظواهری تلاش می‌کرد ذهن بن‌لادن را نسبت به عزام مغشوش کند و حتی یک‌بار او را متهم به جاسوسی به‌نفع آمریکایی‌ها کرد. همه این تلاش‌ها منجر به آن شد که بن‌لادن روزبه‌روز تمایل بیشتری به این پزشک افراط‌گرای مصری نشان دهد. همسر عزام می‌گوید: «رویکرد شیخ عوض شده بود. او اسامه را دوست داشت و وی را شخص مفید و خوبی می‌دانست. اما بعد از آن رابطه ما به کلی قطع شد.» به این ترتیب میدان برای الظواهری مهیا شد. آن‌روزها خدا در پیشاور به او یک نوزاد داد تا برای نخستین‌بار پدر شود. هرچند‌ام محمد (همسر عزام) از حضور یک زن در خانه بن‌لادن خشنود نبود اما این زن داشت رفته‌رفته جایگزین او می‌شد. او عزت نویر نامیده می‌شد و در واقع همسر الظواهری بود. الظواهری وقتی مدرک پزشکی‌اش را در سال 1974 گرفت، داشت 30سالگی‌اش را سپری می‌کرد. بنابراین باید ازدواج می‌کرد. یکی از کسانی که نامزد ازدواج با شخص او بود، دختری به نام عزت بود که به خانواده‌ای بزرگ و اهل قاهره تعلق داشت و پدر و مادرش به شغل وکالت مشغول بودند.
یک‌سال ظواهری و همسرش از فرصت انجام مراسم حج استفاده کرده و مدتی را در عربستان ماندند. عزت در خلال دوران زندان شوهرش، یک دختر کوچک به دنیا آورده و اکنون منتظر یکی دیگر بود. پیش مادرش اعتراف کرد که دلش برای مصر تنگ شده است. مادرش در این‌باره می‌گوید: «برای من نوشت که آماده سفر به پاکستان به همراه شوهرش است. من دوست داشتم که نرود ولی می‌دانستم هیچ‌کس نمی‌تواند جلو این کار را بگیرد یا او را از این سفر منصرف کند. می‌دانست که همسرش بر او چه حقوقی و چه تکالیفی تعیین کرده است. از این‌رو آماده رفتن با شوهرش تا آخر دنیا شد.» این مادرزن مصری تصمیم گرفت در عوض روحیه دخترش را تقویت کند. از این‌رو یک هواپیما گرفت و با هدایا و اسباب‌بازی‌های زیاد برای نوه‌های کوچکش عازم پاکستان شد. وقتی رسید دریافت که خانواده دخترش سخت درگیر هستند. درعین حال فهمید الظواهری تلاش می‌کند همسر و کودکانش را از خطرهای بسیاری که تهدیدشان می‌کند در امان نگه‌دارد. زندگی این زن و شوهر به حوادث پاکستان و شهری که به‌زودی شاهد تولد تشکیلاتی به نام «القاعده» می‌شود، کاملا گره خورده بود. خانه نجوا و اسامه بین تاریخ 11 تا 20 اگوست سال1988 شاهد نشست‌های مهمی بود که در نهایت به اعلامیه تاسیس سازمان القاعده منجر شد. در یک روز بن‌لادن و الظواهری با 13نفر از کسانی که به آنها همه برادر می‌گفتند، ملاقات داشتند. این افراد هریک سنگ‌بنای یکی از بزرگ‌ترین تشکل‌های مخفی یعنی القاعده بودند؛ سازمانی که اعلام کرد هدفش تشکیل یک سپاه متحد عربی علیه مهاجمان (صلیبی) است. جالب اینکه در این نشست از عبدالله عزام دعوت نشده بود. عزام در تاریخ 24نوامبر سال 1989 یعنی زمانی که درحال رفتن به مسجد شهر بود، ناگهان موتوسیکلتش منفجر شد و او را به همراه دو فرزندش کشت. هیچ گروهی مسوولیت این عملیات را بر عهده نگرفت.

0 replies:

Post a Comment